استراتژی تبلیغات چیست؟

در روزهایی که طرفداران اپل پس از یک سال با شور و شوق، منتظر رونمایی آیفون ۵ بودند، یک اتفاق غریب رخ داد. آیفون ۵ توانست رکورد فروش گوشی‌های هوشمند را شکست دهد، اما عجیب‌تر اینکه رونمایی آن منجر به فروش بیشتر گلکسی S3 شد! این اتفاق به دلیل استراتژی تبلیغاتی سامسونگ رخ داد؛ سامسونگ با استفاده از یک استراتژی درست، توانست سهمی از بازار را کسب کند که تا قبل از آن توسط رقیبش تصرف شده بود.

آیا می دانید استراتژی تبلیغات چیست؟ به نظر شما کسب و کارها چگونه می توانند همانند سامسونگ با تدوین یک استراتژی تبلیغاتی از رقبای خود پیشی بگیرند؟ اگر تاکنون نتوانستید کمپین‌های تبلیغاتی موفقی را برگزار کنید یا اگر قصد دارید تبلیغات خود را آغاز کنید و نمی‌دانید که چگونه و از کجا شروع کنید، با ما تا انتهای این مقاله همراه باشید.

مقاله پیشنهادی: مهم‌ترین هدف تبلیغات کسب و کارها در ۱۴۰۲

منظور از استراتژی تبلیغات چیست؟

استراتژی تبلیغات آنقدرها که شما فکر می کنید، ترسناک پیچیده نیست! درست است که برخی افراد از شنیدن واژه “استراتژی” دست وپای خود را گم کرده و کاسه چه کنم دست شان می گیرند؛ اما در واقعیت، پشت کلمه‌ی استراتژی معنای ساده‌ای است. 

استراتژی تعیین یک طرح یا رویکرد برای رسیدن به هدفی مشخص است و به شما کمک می‌کند تا بهترین راه برای رسیدن به اهداف خود را تشخیص داده و عملکرد خود را بهبود ببخشید. در واقع می توان گفت مهمترین ویژگی استراتژی این است که به شما کمک می‌کند به طور مؤثر و بهینه عمل کنید. با استفاده از یک استراتژی مناسب، شما می‌توانید بهترین تصمیمات را بگیرید و بهترین راه حل‌ها را برای مواجهه با چالش‌ها پیدا کنید.

استراتژی در تمام جوانب زندگی از جمله کسب و کار، سیاست، تحصیلات، و حتی زندگی شخصی استفاده می شود.

استراتژی تبلیغات

با این تفاسیر می توان گفت: 

استراتژی یعنی ما تصمیمات شفاف و دقیقی دربارهٔ چگونگی رقابت با دیگران بگیریم.

استراتژی تبلیغات نیز یعنی نقشه و برنامه‌ای مشخص  برای تبلیغات که به شما کمک می کند تا ارتباطی مؤثر با مخاطب هدف برقرار کرده واو را مجاب به خرید محصول کنید. 

به طور دقیق‌تر، این برنامه‌ریزی یک راهنمای جامع برای همه مراحل و تصمیمات لازم در تبلیغات است؛ از تحقیق و شناخت بازار و هدفگذاری مخاطبان هدف گرفته تا اجرا و اندازه گیری نتایج تبلیغات.

یک استراتژی جامع باید بتواند برای سؤالات ذیل پاسخ دهد:

  1. چرا می خواهید تبلیغ کنید؟ ( هدف از تبلیغات)
  2. برای چه کسی تبلیغ کنید؟  (شناسایی مخاطب هدف)
  3. چگونه این تبلیغ را اجرا می‌کنید؟ ( کانال های تبلیغ)
  4. چه نتایجی از تبلیغات خود انتظار دارید؟ 
  5. چه زمانی می‌توانید به موفقیت برسید و چه معیارهایی را برای اندازه‌گیری آن در نظر می‌گیرید؟

یکی از عوامل اصلی که باعث بی‌ثمر بودن و شکست کسب و کارها در تبلیغات می‌شود، عدم وجود یک برنامه‌ریزی منسجم و استراتژی درست در همین تبلیغات فله‌ای یا بعبارتی همان تبلیغات بی برنامه است.

در این ادامه می خواهیم فرق نداشتن و داشتن استراتژی برای تبلیغات را بررسی کنیم.

نداشتن استراتژی تبلیغاتی

وقتی فردی یا سازمانی بدون استفاده از استراتژی مشخص تبلیغات برگزار می کند، به احتمال زیاد با مشکلات زیر مواجه شود:

  • عدم هدف‌گذاری: بدون داشتن استراتژی، تبلیغات ناهمگون و بی‌ثباتی انجام می‌شوند؛ به زبان ساده تبلیغات در میان عده زیادی از مخاطبان پراکنده شده و اثربخشی کمتری  خواهد داشت. 
  • عدم هماهنگی و تناسب: بدون استراتژی مشخص، تبلیغات ممکن است با برند، محصول یا خدمات اصلی سازمان هماهنگی نداشته باشد و بنابراین پیام یا هویت مد نظر را به درستی منتقل نکند؛ همین باعث می‌شود مخاطبان نسبت به برند مربوطه بی اعتماد شوند. 
  • عدم اندازه‌گیری و بهینه‌سازی: در صورت عدم استفاده از استراتژی، سازمان نمی‌تواند تأثیر و کارایی تبلیغات خود را به درستی ارزیابی کند و همین باعث می‌شود تا تغییرات لازم در تبلیغات اعمال نشود و بهبود کارایی از دست رود. 
  • هدررفت منابع: بدون داشتن استراتژی و برنامه‌ریزی مناسب، ممکن است بر روی روش‌های تبلیغاتی نامناسب و بی‌نتیجه هزینه کنید و فرصت‌های موجود در بازار را از دست بدهید.
  • کاهش تأثیر: بدون استراتژی تبلیغاتی، شما ممکن است بدون ایجاد تأثیر معنی‌دار بر روی مشتریان، تبلیغات خود را اجرا کنید. یک استراتژی تبلیغاتی مؤثر به شما کمک می‌کند تا پیام و برند خود را به شکلی قابل فهم و قابل جذب برای مشتریان ارائه دهید و نتایج قابل مشاهده‌ای را به دست آورید.
فرق نداشتن یا داشتن تبلیغات

داشتن استراتژی تبلیغاتی

استراتژی تبلیغاتی، به شما کمک می‌کند تا تبلیغات خود را به شکلی هدفمند و مؤثر اجرا کنید و نتایج مطلوب را به دست آورید. در ادامه، مزایای داشتن استراتژی تبلیغاتی را بررسی خواهیم کرد:

  1. هدفگذاری دقیق: با استراتژی تبلیغاتی، شما می‌توانید هدفمندانه و دقیق به گروه هدف خود متمرکز شوید. با تعیین هدف‌های مشخص، می‌توانید تبلیغات خود را براساس نیازها و خواسته‌های مشتریان هدف سفارشی کنید و به طور موثرتری با آن‌ها ارتباط برقرار کنید.
  2. بهره‌وری بالا: با داشتن استراتژی تبلیغاتی، می‌توانید منابع خود را بهینه کنید و هزینه‌های تبلیغاتی را کاهش دهید. با شناخت بهتر مشتریان هدف و روش‌های تبلیغاتی موثر، می‌توانید منابع را به طور دقیقتر و بهینه‌تر تخصیص دهید و نتیجه بهتری را دریافت کنید.
  3. ارتباط مؤثر با مشتریان: استراتژی تبلیغاتی به شما کمک می‌کند تا با مشتریان به طور مؤثرتری ارتباط برقرار کنید. با استفاده از روش‌های تبلیغاتی مناسب و پیام‌های متناسب، می‌توانید مشتریان را جذب کنید، اعتماد آن‌ها را برنده شوید و با آن‌ها ارتباط برقرار کنید.
  4. هدف مشخص: استراتژی تبلیغاتی به شما کمک می‌کند تا هدف مشخصی برای تبلیغات خود تعیین کنید و به سمت آن هدف حرکت کنید.
  5. بهره‌وری از منابع: استراتژی تبلیغاتی به شما کمک می‌کند تا بهره‌وری بیشتری از منابع خود (مانند بودجه تبلیغاتی) ببرید. بعبارتی بر روی روش‌هایی که بیشترین بازدهی را دارند، سرمایه گذاری می کنید.
8 مرحله تدوین استراتژی تبلیغاتی

تدوین استراتژی تبلیغات مؤثر در ۸ مرحله

استراتژی تبلیغات مؤثر می‌تواند به شما در رسیدن به هدف‌های تبلیغاتیتان کمک کند. در زیر، یک راهنمای کلی برای تدوین استراتژی تبلیغات در ۸ گام ارائه می‌شود:

1. مشخص‌کردن بازار هدف و مخاطب هدف

تدوین استراتژی تبلیغات باید با شناخت و تشخیص بازار هدف آغاز شود. نمی‌توان انتظار داشت که محصول یا برند شما برای همه افراد در یک بازار گسترده مفید باشد؛ زیرا نیازها و علایق مخاطبان با یکدیگر متفاوت هستند. بنابراین، برای تبلیغات، باید این بازار گسترده را به چندین قسمت کوچک تقسیم کرده و بر روی آن قسمتی که محصول شما برای آن مفید است و بیشترین سود و منفعت را برای شما به همراه دارد، تمرکز کنید.

بازار هدف شامل یک گروه افراد با نیازها، ویژگی‌ها و علایق مشترک است، که محصول و خدمات شما برای آن‌ها مناسب است و بیشترین سود و درآمد را برای شما به همراه دارد.

با تمرکز بر این بازار هدف، می‌توانید تبلیغات خود را به شکلی مؤثرتر و هدفمندتر انجام داده و نتایج بهتری را به دست آورید. 

روش‌‌های متعددی برای شناسایی بازار هدف و بخش‌بندی آن وجود دارد. اما حتما به یاد داشته باشید که برای این کار، به تحقیقات بازاریابی و ابزارهای جمع‌آوری اطلاعات نیاز دارید. 

طرح پرسش‌نامه، مصاحبه، داده‌های ابزارهای تحلیلی مثل گوگل آنالیتیکس و ابزارهای تخصصی‌تری مانند گالوانومتر در این مرحله به کارتان می‌آیند.

پس از تکمیل تحقیقات و شناسایی بازار هدف، نیاز است تا پرسونای مخاطب هدف را به دقت رسم کنید. 

مخاطب هدف شما بخشی از بازار هدف است که شامل مشتری فعلی و بالقوهٔ شما می‌شود؛ ایده‌‌آل ترین و بهترین فرد برای خرید محصول شما، که باید در تبلیغات او را هدف بگیرید.

مخاطب هدف در استراتژی تبلیغات

2. تحقیقات و جمع‌آوری اطلاعات درباره بازار هدف

در مرحله دوم باید از رقابت و خودشناسی استفاده کنید. به عبارت دیگر، برای بررسی وضعیت و جایگاه کسب‌وکار خود در بازار، ابتدا باید رقبا را شناسایی کرده و فعالیت‌های آن‌ها را مورد بررسی قرار دهید.

در این مرحله، باید تفاوت‌ها و تمایز خود را با رقبا پیدا کنید و با استفاده از تبلیغاتی که بر روی این تمایزها در بازار هدف تأکید می‌کند، جایگاه خود را در ذهن مخاطبان تثبیت کنید.

با بررسی رقبا و تحلیل فعالیت‌های آن‌ها، می‌توانید ایده‌های خلاقانه‌تری برای تبلیغات خود پیدا کنید و به طور موثر‌تری در بازار هدفتان حضور داشته باشید. هدف شما در این مرحله، برجسته‌سازی مزیت‌های خاص و منحصربه‌فرد کسب‌وکارتان نسبت به رقباست تا جایگاه منحصربه‌فردی در ذهن مخاطبان خود داشته باشید.

3. تعیین هدف از تبلیغات

تبلیغات بدون هدف مشخص و بدون برنامه‌ریزی مناسب منجر به تلف کردن منابع، عدم تأثیرگذاری در مخاطبان، و عدم دستیابی به نتایج مطلوب است. بنابراین بعد از تعیین بازار هدف و تحلیل رقبا باید هدف تان از تبلیغات را تعیین کنید.

هدفی که واقع‌بینانه، قابل اندازه‌گیری، زمان‌بندی شده و مشخص باشد، یک هدف خوب است. تعیین هدف‌های واقع‌بینانه و قابل اندازه‌گیری به شما کمک می‌کند تا پیشرفت خود را به طور دقیق نظارت کنید و در صورت لزوم تغییرات لازم را ایجاد کنید. همچنین، تعیین یک زمان‌بندی مناسب برای دستیابی به هدف، به شما کمک می‌کند تا برنامه‌ریزی و مدیریت منابع خود را بهبود بخشید.

با تعیین هدفی مشخص، شما قادر خواهید بود استراتژی تبلیغاتی خود را با هدف‌گذاری دقیق‌تر و مؤثرتر پیاده‌سازی کنید. همچنین، این هدف به شما انگیزه و رویکرد مناسبی را برای پیگیری تبلیغاتتان فراهم خواهد کرد.

4. تعیین کانال‌های تبلیغاتی و زمان مناسب

هر سخن جایی و هر تبلیغ، زمانی خاص را دارد!

 در مرحله‌ی چهارم، نیاز است که کانال‌ها و زمان انتشار تبلیغات را مشخص کنید؛ البته این تصمیم، به بودجه و مخاطبان هدف شما وابسته است.

در انتخاب زمان و کانال تبلیغاتی، بسیار دقت کنید؛ زیرا تبلیغات در زمان و کانال مناسب در افزایش نرخ بازگشت سرمایه  بسیار مؤثر است. 

بهتر است با تحلیل دقیق بازار و تفهیم نیازها و رفتار مخاطبان، کانال‌های تبلیغاتی را انتخاب کنید که بیشترین تأثیر را داشته باشند. همچنین، با توجه به شناخت خوبی از مخاطبان هدف، زمانی را انتخاب کنید که مخاطبان بیشترین تمایل و استقبال را دارند.

بنابراین، در تدوین استراتژی تبلیغاتی، به تعیین کانال‌های مناسب و زمان انتشار تبلیغات توجه کنید تا بتوانید نتیجه مطلوبی بر نرخ بازگشت سرمایه خود داشته باشید.

5. تعیین شاخص‌های اندازه‌گیری و تجزیه‌وتحلیل

اکنون زمان آن فرا رسیده است که برای سنجش و نظارت بر عملکرد تبلیغات، یک سری شاخص و معیار تعیین کنید. فاکتورهایی که در این مرحله انتخاب می‌شوند، به شما دید بهتری دربارهٔ میزان تحقق هدف تبلیغات می‌دهند.

به عنوان مثال، اگر هدف شما از تبلیغات جذب لید است و از ویدئو در تبلیغات خود استفاده می‌کنید، صرفاً تعداد سرنخ های به دست آمده ، نشان‌دهندهٔ موفقیت کمپین شما نیست.

 فاکتورهایی مانند تعداد ایمپرشن، تعداد بازدیدها، نرخ کلیک، نرخ تعامل، میزان اشتراک‌گذاری و… نیز در ارزیابی موفقیت کمپین تبلیغاتی تأثیرگذارند. بنابراین، در این مرحله باید شاخص‌های مناسب را برای اندازه‌گیری و تجزیه و تحلیل تعیین کنید. با توجه به اهداف و استراتژی‌تان، شاخص‌هایی را انتخاب کنید که بهترین نمایندهٔ عملکرد و موفقیت تبلیغات و کانال‌های تبلیغاتی‌تان باشند.

6. تولید محتوا

در این مرحله، باید نوع محتوا (متن، ویدئو، عکس، موشن‌گرافیک) را مشخص کرده و منابع مورد نیاز برای تولید آن را تعیین کنید. تصمیم‌هایی که در این مرحله می‌گیرید، وابسته به ابعاد تبلیغات (مثلاً تعداد و سطح کمپین‌ها) و اهداف شما است.

به عنوان مثال، ممکن است برای تولید محتوای تبلیغاتی، نیاز به طراح گرافیک، ویرایشگر ویدئو یا استودیوی مجهز داشته باشید. همچنین ممکن است خودتان بتوانید این کار را انجام دهید یا به طرف سوم برون‌سپاری کنید، به عنوان مثال یک آژانس تبلیغاتی که از ابتدا تا انتها محتوا را برای شما تولید کند.

بودجه تبلیغات

7. برنامه‌ریزی بودجه تبلیغات

تا اینجای کار تقریباً کلیهٔ جزئیات فنی برای تدوین استراتژی تبلیغات مشخص شده است؛ حال نوبت به حساب کردن هزینه‌های تبلیغات است! بودجه تبلیغات شامل  صفر تا صد هزینه‌هایی هزینه‌های مرتبط با تبلیغات است؛ از تحقیقات بازار گرفته تا زمان اجرا و ارزیابی نتایج. 

در استراتژی تبلیغات، تخصیص بودجه باید به گونه‌ای باشد که نه سیخ بسوزد و نه کباب! به عبارت دیگر، باید به گونه‌ای باشد که هزینه‌های تبلیغات برای شما قابل قبول باشد و در عین حال، اهداف تبلیغاتی شما را نیز برآورده کند.

اگر در این مرحله متوجه شدید که قادر به پرداخت هزینه‌های تبلیغاتی نیستید، دو راه حل دارید:

  1. بازنگری در اهداف و کانال‌های تبلیغاتی و تنظیم مجدد بودجه بر اساس اهداف جدید.
  2. پیش از تعیین اهداف (در مرحله سوم) بودجه تبلیغات را مشخص کرده و سایر تصمیمات را بر اساس آن اتخاذ کنید.

8. اجرا و اندازه‌گیری نتایج

بالاخره به مرحله‌ی پایانی رسیدیم!

 قبل از اجرا، استراتژی تبلیغات شما هنوز در مرحله‌ی خام است و هیچ کس نمی‌تواند تضمین کند که به صورت صددرصد موفق خواهد بود یا نه! 

 شما باید کمپین‌های تبلیغاتی خود را طبق برنامه‌ی تدوین شده راه‌اندازی کنید و نتایج را در فواصل زمانی مشخص بررسی کنید تا ببینید آیا همه چیز به طور مطلوب پیش می‌رود یا خیر.

اگر در حین اجرای تبلیغات، نتایج را بر اساس معیارهایی که در استراتژی تعیین کرده‌اید، اندازه‌گیری کرده و نتایج مطلوبی نداشتید، نگران نباشید! می‌توانید مجدداً به استراتژی خود نگاهی بیندازید و مشکلات را شناسایی و برطرف کنید؛ به عنوان مثال، اگر نرخ کلیک پایین بود، ممکن است محتوای تبلیغ شما به اندازه کافی جذاب نباشد. صبور باشید و با آزمایش و امتحان محتواهای مختلف و اندازه‌گیری نتایج، بهترین راه‌حل را انتخاب کنید. 

تبلیغات مؤثر

حرف آخر

در این مطلب هشت مرحله از طراحی استراتژی تبلیغات را مرور کردیم. اگر سؤالی درباره هر یک از این مراحل دارید، با کارشناسان تبلیغاتی شویراد تماس بگیرید..

 حدیث شجاع زاده
حدیث شجاع زاده

میلیون‌ها بار تلاش کردم تا به هدفم نزدیک بشم و این داستان همچنان ادامه داره...
نویسنده، سئوکار و طراح تصاویر تیم تحریریه شویراد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *